دسته‌بندی نشده

مشاهده نوشته های اخیر از دسته‌بندی نشده

 

خاطرات خنده دار مهر98

مامانم بم گفت خیلی دلم شیکسته بیا تو یه چیزی بگو شاید خندم بگیره  ×_× منم گفتم مگه ما آینه تو خونه نداریم؟ گفت چرا گفتم به ان بنگر که خندیدنی ها خواهد گفت:)))) الان سه روزه تو کوچم:/ امامزاده داوود دونفر با دوچرخه،امامزاده داوود...نبود؟ آقاا یه ...
logo-samandehi